۱۳۹۱ تیر ۲۴, شنبه


اسلام: منشاء اصلی تفرقه در خاورميانه

 اسلام، در طول تاريخ خود، و بخصوص در سيصد سال اخير، نه تنها عامل وحدت بشمار نرفته، که مهمترين عامل ايجاد تفرقه های کين توزانه و کشتارهای وحشيانه بوده است و تا زمانی که ملت ها، اقوام، و طوايف ساکن در آسيای غربی و خاورميانه بخواهند خود را با «اسلاميت» خويش مشخص و تعريف کنند به هيچ روی نمی توان اميدی به آرامش و استقلال و پيشرفت اين جوامع داشت. در حاليکه اگر اين جوامع دعوای خود برای تصاحب چيزی به نام اسلام را کنار بگذارند، همگی بيشتر و عميق تر نسبت به مشترکات تاريخی و پيوندهای فرهنگی چندين هزار سالهء خويش (آن هم چندين هزار سالی که هنوز اسلام در ميان آن نبوده) وقوف خواهند يافت. تعميم اين گرايش مهمترين تحولی است که در تاريخ مدرن خاورميانه می تواند نقش بازی کند، چرا که واقعيت را چون بنگريم می بينيم که اين «جهان اسلام» سرپوش خونينی است که بر جدائی های بسيار کهن نهاده شده و در هر پيشآمد ناهمگونگی پاره هايش بيش از پيش نمودار می شوند. اسلام ترکيه، اسلام ايران، اسلام مصر و اسلام عربستان تنها در لفظ «اسلام» با هم تشابه دارند اما به محض اينکه اين پوسته را لحظه ای کنار بزنيم می بينيم که در آن زير هيچ چيز مشترکی وجود نداشته و تنها اين واقعيت در آن پژواکی دردناک دارد: در طول تاريخ، خونی که مسلمانان به نام اسلام از هم بر زمين ريخته اند، از آنچه غير مسلمانان از رگ آنان گرفته اند هيچ کم ندارد.

هیچ نظری موجود نیست: