۱۳۹۱ دی ۴, دوشنبه

زادروز نجات بخش فرهنگ ایران کی است؟



سوم دیماه زادروز خداوندگار فرهنگ، ادب، و تاریخ ایران زمین، فردوسی گرانمایه است. فردی که توانست زبان، آیین، تاریخ، و فرهنگ سرزمین ما را پس از نزدیک به چهار سده پوسیدگی و فراموشی در زیر زباله های تازیان بیرون کشد، بدان رنگ و جلا دهد، و به دهها نسل های پس از خود پیشکش و ارمغان بخشد. به راستی، کدام یک از مردم ایران بزرگ، از ایران کنونی گرفته تا سرزمین های جداشده ای چون افغانستان، تاجیکستان، گنجه، نخجوان، شکی، شیروان، بادکو، و دیگر کسانی که اصالت و ریشه های خود را فراموش کرده اند، مدیون و بدهکار به این رادمرد بزرگ تاریخ نیستند!


فردوسی نگبهان همواره بیدار فرهنگ ایران




فریدون جنیدی استاد ادبیات پارسی اهمیت و نقش بزرگ فردوسی را در زنده کردن نام و تاریخ ایران نشان می دهد.


 
 
 
این جا دهکده “پاژ”، جایگاه زایش فردوسی گرانمایه است. اگر یک آخوند فرومایه ای در دهکده ای زاده شود، آیا آین چنین به آن دهکده با بی اعتنایی و بی توجهی نگاه می شود؟!


در این میان، باید آرامگاه فردوسی گرانمایه ساختمان بی ارزش و نامتناسبی باشد، خانه و دهکده زادگاه او به ویرانه ای مانند باشد، ولی برای تازیانی که مملکت ما را ۱۴۰۰ سال غارت کردند، گنبد و بارگاه طلایی بسازند، و یا ضریخ طلایینی برای گور عرب دیگری به عراق گسیل دارند. اینجاست که مرز میان ایرانی بودن، و یا دشمن این سرزمین، جدا و مشخص می گردد. از این روی، آنان که دیدار ازگور تازیان را بردیدار فردوسی و بزرگان دیگر ادب و فرهنگمان ترجیح می دهند، بی تردید، بیگانه اند و با این کشور و مردم این سرزمین دشمنی و کینه توزی دارند.

۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه

دین اسلام به زنان دستور داده است که سر خویش را بپوشانند، سر تنها شامل مو نیست بلکه صورت را نیز شامل می‌گردد، این دستور حتی در ایران ما تا پیش از روی کار آمدن رضا شاه از سوی بسیاری از زنان اجرا می‌شد:
اکنون نیز زنان مسلمان سنت گرا دستور به حجاب را اینگونه اجرا می‌نمایند.

در اینجا کاری نداریم که آیا پوشش صورت در اسلام واجب است یا نه؛ فرض را بر این می‌گذاریم که منظور از پوشش سر همان موی سر می‌باشد؛ چرا زنان باید موی خویش را بپوشانند؟ برای اینکه مردان تحریک نشوند؟
آیا مردان مسلمان اینگونه تربیت یافته‌اند که با دیدن موی زنان تحریک جنسی شوند؟
همگان می دانیم که دستور حجاب از زبان محمد بیان شده، کسی که در پدوفیل بودن او شکی نیست، اما:
آیا می‌دانید که حکم حجاب پس از ازدواج محمد با زن پسرخوانده‌اش، زینب بنت جحش، بیان شد؟
چرا محمد راضی گردید کاری کند تا پسرخوانده‌اش که در آن زمان مانند پسر واقعی محسوب می‌شد، حتی در ارث؛ زنش را طلاق دهد و پس از این طلاق، بلافاصله و با این ادعا که عقد ما در آسمانها بسته شده است با زنیب عروسی نماید.
چرا او پس از این ازدواج بود که رسم فرزندخواندگی را ملغی اعلام نمود و بیان کرد که هیچ نامحرمی نباید به زنان نگاه کند و دستور به پرده نشین بودن زنان را صادر کرد، آیا می‌دانید که حجاب یعنی پرده‌نشین شد؟

۱۳۹۱ آبان ۵, جمعه


برخی از آیه های ضد زن که در قرآن استفاده شده :

سوره بقره آیه 228

بايد که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از عادت ماهیانه از شوهر کردن باز ايستند و اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارند ، روا نيست که آنچه را که خدا در رحم آنان آفريده است پنهان دارند و در آن ايام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند به بازگرداندنشان سزاوارترند و برای زنان حقوقی شايسته است همانند وظيفه ای که بر عهده آنهاست و مردان را بر زنان مرتبتی است وخدا پيروزمند و حکيم است.

در این آیه بطور صریح تاکید شده است که مردان در درجه ای بالاتر از زنان قرار دارند و لذا برتر از آنان هستند. نابرابری حقوقی میان زنان و مردان برخاسته از این واقعیت است که ادیان در دوران مرد سالاری شکل گرفته اند.

سوره بقره آیه 223

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که می خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد، و مومنات را بشارت ده.

کشتزار نامیده شدن زنان مسئله ای کاملاً جنسی بوده است، یهودیان معتقد بودند برقراری تماس جنسی از پشت با زن باعث چپ شدن چشم کودک وی میشود، محمد وقتی این آیه را گفته است که در مدینه مسلمانان در مورد صحت این قضیه از او پرسش کرده اند. در این آیه به مرد مسلمان اجازه داده میشود تا در هر کجا و در هر زمان و از هر طریق با زن خود رابطه جنسی برقرار کند.(آیا این آیه برخلاف آنچه که میگویند: " خداوند تمام انسانها را برابر آفریده" نیست ؟)

سوره نساء آیه 3

اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.

در اسلام یک مرد میتواند تا چهار زن رسمی داشته باشد، از نظر شیعه میتواند تعداد بیشماری زن را صیغه کند، و زنان بیشماری را نیز به بردگی بگیرد. اما زنان تنها میتوانند با یک مرد ازدواج کنند و این نابرابری در تضاد با اصل یکم اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد است. مسئله عدالت در اینجا نباید با برابری اشتباه گرفته شود. پیامبر اسلام خود بطور برابر با زنانش برخورد نمیکرده است و زنانش از بی عدالتی او شکایت داشته اند. برخی از اسلامگرایان میگویند این نابرابری به این دلیل است که اگر زنی چند شوهر داشته باشد معلوم نخواهد شد کدام شوهر پدر کدام فرزند است، با وجود اینکه برای اسلامگرایان توضیح داده میشود که اکنون میتوان با آزمایشهای ژنتیکی پدر یک فرزند را تشخیص داد، اما اسلامگرایان از اجازه دادن به همسرانشان برای ازدواج با چند مرد دیگر طفره میروند و تنها این حق را برای مردان میدانند .

سوره نساء آیه 15

و از زن های شما آنان که عمل زشت ( زنا یا مساحقه (همجنس باز) ) مرتکب می شوند ( ای حاکمان اسلامی به وسیله کسی که این تهمت را زده ) چهار نفر مرد از خودتان ( از مؤمنان ) را بر آنها به گواهی طلبید ، پس اگر گواهی دادند آنها را ( به کیفر این عمل به عنوان حبس ابد ) در خانه ها نگه دارید تا مرگ، جان آنها را بگیرد یا خداوند برای آنها راهی ( دیگر ) قرار دهد. ( این حکم در صدر اسلام بود و پس از آن راه دیگر این شد که به جای حبس ابد ، حد زنا بر آنان جاری گردد و حد زنا سنگسار است ).

اسلام به مرد متاهل اجازه داده همزمان 4 زن عقدی و بینهایت زن صیغه ای داشته باشد اما برای زنان چنین نیست یعنی زن متاهل تنها باید یک همسر داشته باشد و تا وقتی در عقد همسرش است نمیتواند با مرد دیگری رابطه داشته باشد (رابطه جنسی و از نظر اسلام نامشروع ) و اگر با مردی به جز شوهرش ارتباط جنسی داشته باشد زنا کرده و محکوم به سنگسار میشود . و (طبق سوره نور آیه 6) یک مرد میتواند با 4 بار شهادت دادن در راه خدا زنش را متهم به زنا کند، (چهار بار بگويد: خدا را شاهد مى‏گيرم كه در اين نسبت از راستگويانم)

سوره نساء آیه 24

و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند(منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده اند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین در قبول هردو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است.

در زمان جنگ بعد از کشته شدن مردان، زنان آنها از اموال و غنیمتهای مسلمانان به شمار میروند و مسلمانان میتوانند آنها را تصرف کنند و با آنها همبستر شوند و در صورت تمایل آنها را به فروش برسانند، این مسئله عین برده داری است و برده داری در تضاد با ماده 4 ام اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد است. بر اساس تاریخ و اسناد اسلامی معتبر پیامبر اسلام خود در مورد صفیه یکی از زنان خود چنین کاری را کرد. در یکروز شوهر و پدر او را کشت و در همانروز با او همبستر شد.

سوره النساء آیه 34

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند ، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ ( حقوق آنها ) باشند از آن رو که خدا هم ( حقوق زنان را ) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان ( در حقوق همسری ) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و ( اگر مطیع نشدند ) از خوابگاه آنان دوری گزینید و ( اگر باز مطیع نشدند ) آنان را به زدن تنبیه کنید ، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید ، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

در این آیه (1) مردان برتر از زنان خوانده شده اند. (2) یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است .(3) دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) میدهند. (4) رابطه زن و مرد رابطه ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمانبردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمانبرداری کنند. (5) مردان درصورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند. (6) بعد از کتک زدن زن توسط مرد اگر زن نافرمانی نکرد نباید به آنها ظلم کنند، کتک زدن زنان مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با اصل 5 ام اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحداست. همچنین ماده 11 ام اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام میدارد که هیچکس را نمیتوان بدون حضور در دادگاه دارای صلاحیت محکوم و مجازات کرد، لذا تصمیم گیری خودسرانه در مورد زن و تنبیه فیزیکی او از طرف مرد کاملا محکوم است.

سوره نور آیه 31

و زنان مؤمن را بگو تا چشمها ( از نگاه ناروا ) بپوشند و فروج و اندامشان را ( از عمل زشت ) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر می شود ( بر بیگانه ) آشکار نسازند ، و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادران و پسران خواهران خود یا زنان خود ( یعنی زنان مسلمه ) یا کنیزان ملکی خویش یا مردان اتباع خانواده که رغبت به زنان ندارند یا اطفالی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند ( و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند ) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. و ای اهل ایمان ، همه به درگاه خدا توبه کنید ، باشد که رستگار شوید.

با آوردن این آیه زنان موظف به رعایت حجاب هستند واینکه زینتهای خود را پنهان کنند. چنین حکمی در مورد مردان وجود ندارد. بر اساس احادیث معتبر اسلامی مسئله حجاب به پیشنهاد عمر وارد اسلام شد زیرا برخی از زنان محمد با مردان غریبه سخن میگفتند و محمد این آیات را برای کنترل زنان خودش سرایید.

سوره احزاب آیه 59

ای پیامبر ، به همسران و دخترانت و زن های مؤمنان بگو روسری ها و چادرهای خود را بر خویش بیفکنند ( که گردن و سینه و بازوان و ساق ها پوشیده شود ) این ( کار ) نزدیکتر است به آنکه ( به حجاب و عفت ) شناخته شوند تا مورد تعرض و آزار ( فاجران ) قرار نگیرند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.

این آیه از زنان میخواهد که حجاب را بگونه ای رعایت کنند تا شناخته نشوند، این بدان معنی است که صورت آنها نیز همچون حجاب فعلی بسیاری از زنان عرب و افغان باید پوشیده باشد. در مورد حجاب میان زنان و مردان برابری وجود ندارد

سوره المعارج آیات 29 و 30

و کسانی که شرمگاه خويش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان يا کنيزانشان ، که در اين حال ملامتی بر آنها نيست.

مردان مسلمان نیازی به نگاه داشتن و پوشاندن شرمگاه (دستگاه تناسلی) خود در مقابل همسرانشان و برده های زنشان ندارند.

و همچنین برخی از دید گاه های تحقیر آمیز علی بعنوان امام اول شیعیان جهان این است:

نامه ۳١ نهج البلاغه

از رای زدن بازنان بپرهیز،زیرا ایشان را رایی سست و عزمی نا توان است با پرده نشینی،نگاه آلوده شان را راه ببند که سخت گیری در پرده نشینی آنان،ماندگاریشان را افزون کندخارج شدن زنان از خانه بدتر نیست از اینکه کسی را که به او اطمینان نداری به خانه در آوری(یعنی هر دو اینها به یک اندازه میتواند خطرناک باشد)اگر توانی کاری کنی که جز تو را نشناسند،چنان کن .کاری که بدور از توان اوست بدو مسپار زیرا زن چون گل ظریف است نه پهلوان خشن ،گرامی داشتن او را از خدمتگذران و او را به طمع میانداز چندان که دیگری را شفاعت کندزنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا،زیرا سبب میشود که زن درستکار به نادرستی افتد و زن به عفت آراسته را به تردید کشاند.

حکمت ۵٨: زن چون کژدم است که شیرین است گزیدن او.
حکمت ١١٩ : غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است.
حکمت ١
۳
١ : جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست.
حکمت٢
۳
٠:همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او.
خطبه 79: اى مردم، زنان ايمانشان ناقص است، حظ و بهره‏شان كم است، عقل‏هايشان كم است.
لازم به ذکر است که با این آیه و امثال آن به مردان شرعن اجازه داده شده تا زنانشان را مورد خشونت روحی ، جسمی ،تجاوز و .... قرار دهند .

بهترین و بدترین زن از دیدگاه محمد پیامبر مسلمانان جهان :

بهترین زنان، زنى مهربان است، در خانواده‏اش با حجاب، عفیف و عزیز، و در برابر شوهرش تسلیم، نرم و خوشخو می باشد؛ با آرایش و زینت و نمایش در برابر همسرش ظاهر شود، و زینتش را از غیر شوهرش مى‏پوشاند؛ به سخنان همسرش گوش دهد و فرمان برد.

بدترین زنان شما، زنى است كه در میان كسانش رام، نرم و مطیع است، ولى در برابر شوهرش، مغرور و گردن‏فراز. بدترین زنان، زن نازا و كینه‏توز است كه در غیاب شوهرش از هیچ‏گونه رفتار زشتى كه باعث جلوه‏گرى شود پروایى ندارد، ولى در برابر شوهرش همانند مركب سركشى است كه حاضر به هیچ گونه بهره‏دهى نیست، و زنى كه هیچ‏گونه عذرى را از همسرش نمى‏پذیرد، و از هیچ لغزش او نمى‏گذرد.

این هم نوعی تحقیر است نسبت به زنان و به نوعی خشونت وقتی پیامبر اسلام که برای مسلمانان جایگاهش بعد از خداست میگوید زن نازا بد است و زنی که همچون برده مطیع مرد باشد زن خوبی است. چه انتظاری از دیگران که این حرفها را به خوردشان داده اند، و جامعه مرد سالاری که مردانش با همین فرهنگ و سنت بزرگ شده اند میتوان داشت؟

سخن آخر :
به امید روزی که سنتهای قرون وسطایی از ایران و خانواده ها به دور ریخته شود و زنان هم از آزادی برخوردار باشند ....

• ترجمه آیه ها: گرفته شده ازآقایان مشکینی و الهی قمشه ای

۱۳۹۱ شهریور ۴, شنبه


واقعاً چرا ؟ !
 
به راستی‌ انسان به شگفتی می‌‌آید که کشوری با چنین فرهنگِ غنی، ثروتی عظیم و دستاوردهایِ ارزنده در طول تاریخ، هنوز گام‌های ترقی‌ و پیشرفت را به نسبت دٌولی که حتی نیمی از این سرمایه‌هایِ مادی و فرهنگی‌‌اش را ندارند، برنداشته است. این شگفتی زمانی‌ به نقطه‌ی اوجِ خود می‌رسد که آرامگاهِ یگانه مردِ بی‌ همتایِ تاریخ‌اش جولانگاه و چراگاهِ چهارپایان است (آرامگاه کوروش ) اما، قبرِ تجاوزگرِ خاک‌اش از فرسنگ‌ها چون نگینی می‌درخشد ( مشهد و قم ) و مقدس است. برایِ سالروزِ فوتِ فرزندزادگانِ دشمنان‌اش سوگواری می‌کند و به غم و اندوه فرو میرود اما، هیچ از دلاورِ آذرپادگانی‌اش که در مقابلِ پدران همین متجاوزین ایستاد و جان باخت، نمی‌داند. چرچیل در پاسخ به پرسشِ اینکه ابزارِ اصلیِ استعمارِ جهانی‌تان چه بوده است، پاسخ می‌دهد: " وجودِ اکثریتِ نادان و اقلیتِ خائن در آن سرزمین‌ها شاید این پاسخ، کلیدِ عللِ ناشناخته‌ی عقب‌ماندگیِ ما باشد.

۱۳۹۱ تیر ۲۴, شنبه


اسلام: منشاء اصلی تفرقه در خاورميانه

 اسلام، در طول تاريخ خود، و بخصوص در سيصد سال اخير، نه تنها عامل وحدت بشمار نرفته، که مهمترين عامل ايجاد تفرقه های کين توزانه و کشتارهای وحشيانه بوده است و تا زمانی که ملت ها، اقوام، و طوايف ساکن در آسيای غربی و خاورميانه بخواهند خود را با «اسلاميت» خويش مشخص و تعريف کنند به هيچ روی نمی توان اميدی به آرامش و استقلال و پيشرفت اين جوامع داشت. در حاليکه اگر اين جوامع دعوای خود برای تصاحب چيزی به نام اسلام را کنار بگذارند، همگی بيشتر و عميق تر نسبت به مشترکات تاريخی و پيوندهای فرهنگی چندين هزار سالهء خويش (آن هم چندين هزار سالی که هنوز اسلام در ميان آن نبوده) وقوف خواهند يافت. تعميم اين گرايش مهمترين تحولی است که در تاريخ مدرن خاورميانه می تواند نقش بازی کند، چرا که واقعيت را چون بنگريم می بينيم که اين «جهان اسلام» سرپوش خونينی است که بر جدائی های بسيار کهن نهاده شده و در هر پيشآمد ناهمگونگی پاره هايش بيش از پيش نمودار می شوند. اسلام ترکيه، اسلام ايران، اسلام مصر و اسلام عربستان تنها در لفظ «اسلام» با هم تشابه دارند اما به محض اينکه اين پوسته را لحظه ای کنار بزنيم می بينيم که در آن زير هيچ چيز مشترکی وجود نداشته و تنها اين واقعيت در آن پژواکی دردناک دارد: در طول تاريخ، خونی که مسلمانان به نام اسلام از هم بر زمين ريخته اند، از آنچه غير مسلمانان از رگ آنان گرفته اند هيچ کم ندارد.

۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه


وقتی که می گویی وطن !

وقتی که میگویم وطن، آن جان و جانانه من است

آن هستی زیبا رو، بنیاد و پیمان من است

وقتی تو می گویی وطن، آن خانه ات ایران نیست

تو یادی از بیت الحرام وترکان غازان در سر است

وقتی که می گویم وطن، عاشق به خاک میهنم

من یادی از ابن مقفع، آن بابک خرم تنم

وقتی تو می گویی وطن، عاشق به خاک دیگری

تو یادی از سلمان به جان، آن عاشق محمدی

وقتی که می گویم وطن، جانم به خاک میهنم

عاشق به کسرا وکسروی، آن جان دشتی بر سرم

وقتی تو می گویی وطن، آن خانه ات میهن نیست

تو یادی از مارکس و لنین، ایمان سرخت در سر است.

کسرا .خسرو. نام انوشیروان دادگر و کاخ کسرا در تیسفون پایتخت ایران در زمان ساسانیان

 احمد کسروی تبریزی مهر ۱۲۶۹، ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ تاریخ‌نویس، زبان‌شناس، پژوهش‌گر و اندیشمند ایرانی بود. دو کتاب او به نام‌های تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده‌سالهٔ آذربایجان از مهم‌ترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه‌خواهی ایران است و هنوز به آن‌ها استناد می‌شود.

در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان کسروی، برای نخستین‌بار این نظریّه را مطرح کرد که زبان تاریخی منطقهٔ آذربایجان قبل از رایج‌شدن زبان ترکی آذربایجانی که مورخان از آن به نام «آذری» یاد کرده‌اند، زبانی از خانوادهٔ زبان‌های ایرانی بوده‌است. این نظریه هنوز مخالفانی میان قوم‌گرایان دارد، اما در نزد زبان‌شناسان دنیا به صورت عام پذیرفته شده‌است.

احمد کسروی در جوانی به حوزه علمیه رفت و به لباس روحانیون شیعه درآمد، ولی به دلایلی مدتی پس از رفتن به تهران، عبا و عمامه‌اش را کنار گذاشت و در عدلیه استخدام شد و بعد از مدتی به خوزستان منتقل شد. او مدتی بعد از عدلیه برکنار شده و وکیل دعاوی شد. کسروی نشریهٔ پیمان از ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۰و پس از اشغال ایران و تبعید رضاشاه پهلوی از ایران، نشریهٔ پرچم را منتشرکرد و درآن نشریه به ترویج دیدگاه‌ها و باورهای خود دربارهٔ دین ایرانیان، زبان و دیگر باورهای ایرانیان پرداخت. کسروی جمعیتی نیز تشکیل داد و آن را باهماد آزادگان نامید. از وی به عنوان یکی از نام‌دارترین منتقدان شیعه‌ یاد می‌شود.

وی مبلغ «پاک‌دینی» زدودن خرافات از مذهب بود. کسروی از طرف‌داران سره‌نویسی در زبان فارسی بود ، تا به جایی که در انتهای کتاب‌هایش لغت‌نامه‌ای برای کمک به خواننده لازم به نظر می‌رسید. البته اکثر این معادل‌هایی که کسروی به کار می‌برد، بعدها خود به تدریج وارد زبان رایج شدند.

در اواخر عمر، نوشته‌های کسروی بسیار تندتر شد؛ و کتب و نوشتارهایی حاوی حملات شدید به برخی از شاعران فارسی‌گو، بهاییت، صوفی‌گری، شیعه و شیخی‌گری منتشر کرد. وی به طور مثال سعدی را به خاطر گرایشات جنسیش "مردک خبیث" خوانده و حافظ را «شاعرک یاوه‌گوی مفتخوار» نامیده است . وی همچنین با اشاره به حدیث کسا جعفر صادق را مردک یاوه گو خطاب کرده و از اساس مذهب تشیع را مجموعه ای از خزعبلات و مهملات می داند. در مورد شیخیه وی در کتاب بهائی‌گری نگاه خوبی نسبت به این دستهٔ فکری ندارد و برای نمونه ثقة‌الاسلام تبریزی را تنها آخوند شیخی نیک می‌خواند. وی دین بهایی را نیز وهمی بر وهم شخیه معرفی می کند. بهاییان کسروی را بهایی‌ستیز می‌دانند.

سرانجام احمد کسروی در داخل ساختمان کاخ دادگستری تهران در سکوت دولت و روشنفکران وقت، با فتوای آیت‌ الله بروجردی و فتوای آیت‌ الله صدر - پدر امام موسی صدر - توسط گروه فدائیان اسلام به اتهام الحاد و ارتداد، با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید. این حادثه در زمانی رخ داد که دادخواست فداییان اسلام علیه کسروی تحت عنوان توهین به مذهب در دادگستری در حال بررسی بود. قاتلین وی دستگیر شدند ولی با اعتراض روحانیون مقیم تهران دولت مجبور به آزادی آنها شد.

علی دشتی (۱۱ فروردین ۱۲۷۶ - ۲۶ دی ۱۳۶۰) از پژوهشگران، نویسندگان و سیاستمداران ایرانی بود.

او هر چند تحصیلات خود را از مدارس مذهبی و در حوزه‌های علمیه آغاز کرد اما بعدها تندترین انتقادها را به روحانیت و مبانی دین اسلام داشت و کتاب‌هایی را مانند ۲۳ سال در نقد تاریخ صدر اسلام، البته بدون ذکر نام خود، منتشر کرد.

اینکه سلمان فارسی که بود و از کجا آمد و چگونه شخصیت و مقامی در ایران میداشته,
به واقع در پرده ابهام قرار داره و تنها گمانه زنیهایی که بیشتر حدسیات است در مورد او
گفته شده است.
اما بی شک محمد از او و آموزها و آشنایش با دو دین ایرانی زرتشتی و مانوی سود برده
و او منشا آثار بسیار در تفکر محمد این نویسنده قرآن بوده است.
همینطور طبری این بزرگترین مورخان جهان اسلام ذکر میکند > هنگامی که عمرو بن عبدود
<همان مرد که به نا جوانمردی کامل بدست علی کشته شد»در جنگ خندق به خندق
کنده شده توسط مسلمانان رسید و آنرا دید, بانگ بر آورد که بوی نیرنگ پارسی میشنوم«

اما عاقبت سلمان به اجماع مورخان این است که پس از فتح تیسفون (مداین) به حکومت
آن شهر برگزیده شد و در همانجا نیز درگذشت.
 او بی شک در گسترش اسلام نقش غیر قابل انکاری داشته است.

ابو محمد عبد اللّه ابن المقفّع (۱۰۶- ۱۴۲ ق) نویسنده و مترجم آثار پهلوی به عربی است.

پدر او یعنی دادویه از مردم شهر گور (فیروزآباد) پارس بود که در شهر بصره نشیمن گزیده بود.

مقفع از برجسته ترین نمایندگان تفکر علمی در قرن سوم هجری است. او برای پیروزی علم و انسان بر ضد خرافات مذهبی که وسیله مهمی برای انقیاد و اسارت روحی تودهها بود، مبارزه میکرد. مقفع به تمام ادیان و مذاهب به دیده شک و اعتراض مینگریست و به علت آزادگی و شجاعتی که در ابراز عقاید خود نشان میداد، بعنوان الحاد و زندقه بدستور منصور عباسی کشته شد.

بابک خرمدین (بر طبق بعضی اسناد از سال ۷۹۸ تا ۷۳۸ میلادی) رهبر اصلی شورشیان ایرانی خرمدین (که آئین آنها شاد زیستن است) که جنبشی محلی آزادی بخش برای سرنگونی خلیفه عباسی بود . به نظر میرسد آئین خرمدینان ترکیبی از ارتدکس و بهدین (دین خوب) زرتشت و شاخهای از تفکر مزدکیسم باشد بابک ایرانی از ناحیه آذربایجان ، شمال غربی ایران شورید که افتخارات سیاسی برای ایرانیان در گذشته آوردهاست شورش خرمدینان بابک در غرب و مرکز ایران گسترش یافت و بیش از ۲۰ سال طول کشید تا اینکه سرکوب شد .سالگرد او را مردمانی شامل ایرانیها ، آذربایجانیها و تاجیکها جشن میگیرند و گرامی میدارند.