۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

آیا روشنفکر می تواند ایدئولوژی داشته باشد؟


بنده میخوام "روشنفکر دینی" رو با کمک یک داستان توضیح بدم که موضوع روشنتر بشه. البته در مثال هیچ مناقشه ای نیست – لطفا نفرمایید توهین کرد. دوستی می گفت (راست و دروغش گردن اون دوست) در یک باغ وحشی میمونی بود که هر کس هرچی بهش میداد بخوره اول اون چیز رو میذاشت در کونش بعد میخورد. از مسئول اونجا علت رو پرسیدیم. گفت: این میمون قبلا اینطور نبود - هر چیزی رو میخورد. پارسال یکی بهش یه شفتالو داد و این میمون شفتالو را با هسته قورت داد. موقع پس دادن هسته – که خیلی زبر و سخت است – این میمون بیچاره با مشکل رو به رو شد و مجبور شدیم عملش کنیم. از اون روز به بعد هر کس هر چی بهش میده بخوره – اول میذاره در کونش ببینه خیلی بزرگ نباشه – بعد می خوردش!

 کاری که روشنفکر دینی ! می کند اینگونه است – هر چیزی را اول تست می کند تا مطمئن شود که از سوراخ دینش به سلامت عبور می کند یا نه – بعد قبولش میکند. ولی اگر مطلبی از سوراخ دین ایشان بزرگتر باشد آنوقت یا آن را دور می اندازد و یا آنقدر آن را و دینش را تراش می دهد تا آن قضیه در چارچوب دینش بگنجد.

 برای روشنفکر هیچ چیز از تجزیه و تحلیل معاف یا مصون نیست – او هیچ پیش فرضی ندارد که مثلا فلان اعتقادم باید همیشه درست باشد. یعنی فردا اگر چیزی خلاف عقیده امروزش ثابت شد روشنفکر برای پذیرشش مشکلی ندارد. اما آدم دینی پیش فرض دارد – فرض او اینست که دینش همیشه بر حق است – بنابراین کسی نباید به دینش دست بزند. از اینرو همواره در فکرش نقطه تاریکی – سوالهای بی پاسخی - وجود دارد که نه خودش به ذهنش خطور میکند که آنها را زیر سوال ببرد و نه اظهارات دیگران را در این باره میشنود. کار این شخص اینست که برای هر چیزی یک توضیح یا توجیه دینی پیدا کند.

هیچ نظری موجود نیست: